این شتاب بیدلیل نیست. وقتی قیمت ارز مدام علامت تازه میدهد، وقتی خبرهایی از تغییر سیاستهای اقتصادی به گوش میرسد و وقتی مردم میبینند هزینههای روزمره در مسیر آزادسازی و افزایش قرار گرفته، طبیعی است که نگاهها به سمت داراییهایی برود که خیال میشود ارزششان کمتر تغییر میکند. طلا همیشه اولین مقصد این نگرانیها بوده است.
این روزها فضای خبرها پر از ابهام است و ترس و تردید، خیلی سریع خودش را در قیمت نشان میدهد، عددها در پیشانی سایت ها با سرعتی بالا می روند که نه فقط مردم، بلکه کسبوکارها هم از آن جا می مانند. وقتی قیمتها دقیقهای تغییر میکند، وقتی ارزش پول قابل پیشبینی نیست و خبرهای اقتصادی هر روز سیگنال تازهای میدهند، بازار حق دارد به پناهگاههای قدیمی خودش برگردد.
اما این خروج پول، بی شک به کسبوکارها و تولید کشور ضربه زده و باعث کند شدن چرخ اقتصاد می شود. سرمایهای که میتوانست صرف تولید، خرید یا توسعه شود، به سکه و طلا تبدیل میشود و کنار مینشیند. مغازهدار فروش کمتری دارد، تولیدکننده سفارش جدید نمیگیرد و برای خرید مواد اولیه و تجهیزات ضروری بلاتکلیف است و در فضای غبارآلود برنامه ریزی برای سرمایه ها به حالت تعلیق در می آید.
در زندگی روزمره هم طلا به یک شاخص روانی تبدیل شده است و حتی بیش از دیگر علل، اقتصاد را در حالت توقف نگه میدارد. طلا در زندگی ایرانیها همیشه معنای مشخصی داشته، از پشتوانه بودن تا پای ثابت هدیه بودن در مراسم های ازدواج. اما حالا هر پساندازی که قرار بود به نیت خرید طلا به آهستگی جمع شود، با هر موج جدید کوچکتر به نظرمی رسد. نگرانکنندهترین بخش ماجرا این است که اصلاحات اقتصادی یکییکی عملیاتی می شوند و هزینهها در پس توجیه های پر طمطراق آزاد میشوند اما اراده ای نیست که توان زندگی طبقه کارگر و عامه مردم را نیز با همان سرعت به جلو هل بدهد.
اما این وضعیت الزاماً بنبست نیست. تجربه نشان میدهد بازار بیش از وعده به ثبات واکنش نشان میدهد، اینجاست که نقش دولت پررنگ میشود. سیاست ارزی اگر قابل پیشبینی باشد، اصلاحات اقتصادی اگر با زمانبندی و توضیح شفاف انجام شود، و اگر تصمیمهای مهم بدون شوک و غافلگیری اجرا شوند، بخشی از این التهاب فروکش میکند.
کنترل قیمت طلا و ارز با دستور ممکن نیست، اما کنترل بیثباتی در دست سیاست گذار است. هماهنگی در سیاستها، کاهش تناقض در پیامها، و همزمانی اصلاحات با توان معیشتی مردم، میتواند سرعت تبدیل پول به طلا و دلار را کم کند. مردم وقتی آینده را قابل حدس ببیند، کمتر داراییشان را از اقتصاد بیرون میکشند.
طلا ۱۹ میلیون و ۳۰۰ شد و دلار از ۱۵۲هزار تومان گذشت و سکه چشم انداز دویست میلیون تومانی را تماشا می کند؛ مهار این عددها ممکن است، اما زمانی که اقتصاد، پیشبینیپذیر شود و دولت بتواند نشانههای ثبات را زودتر از شوکها به جامعه مخابره کند، البته اگر خودش قصد ماهیگیری از آب گل آلود را نداشته باشد.




نظر شما